محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

230

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر غزو خيبر و اين خيبر هم جهودان داشتند و حصارى نبود جهودان را از آن استوارتر . و هفت حصار بود يك از ديگر بزرگتر . و خرماستانها بود گرداگرد آن حصار ، و برابر ايشان بر دو فرسنگ حى بنى غطفان بود . پس پيغمبر عليه السّلام سباع بن عرفطه را بر مدينه خليفت كرد و بيامد و بر در خيبر بنشست . و خيبر را هفت حصار بود يكى را ناعم و ديگر را قموص ، و سديگر را كتيبه ، و اين را حصن المظفر خواندندى ، و مهتر اين حصار الصعر بن ( ؟ ) نام بود ، و پنجم را نطاة ، و ششم را الوطيح ، و هفتم را سلالم . پس پيغمبر بيامد و بر در حصار بنشست پانزده شبانروز ، و به حصار همى داشت ، و مردمان بنى غطفان به پاى خويش بيامدند كه ايشان را يارى كنند . پس باز بترسيدند كه پيغمبر به حى ايشان سپاه فرستد و زنان و فرزندان ايشان را برده كند . پس ايشان به حى خويش باز گشتند . و پيغمبر را درد سر گرفته بود و شقيقه ، و هر گاه كه او را آن بگرفتى سه چهار روز به سوى مردمان بيرون نيامدى . و على را درد چشم گرفته بود و به خيمه اندر مانده . پيغمبر بو بكر را بخواند و گفت : رايت اسلام برگير و مسلمانان را ببر و حرب كن . بو بكر آن روز برفت و به حصن